X
تبلیغات
هدیه خدا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 10:1  توسط خاكپز-عباسپور-آذرشب-اقدم | 

قران ،کتابی ا ست که از سوی پروردگار حکیم بر آخرین فرستاده ی خدا محمد بن عبدالله (ص) نازل گشت ودر طول قرن های متمادی ،علی رغم وسوسه ها ودسیسه های معاندان وکژخواهان ،هیچ گونه تحریفی در آن راه نیافت این کتاب آسمانی که ژرفای آن دست نیافتنی است،ازسوی آگاهان،به ((دریای ناپیدا وکرانه عمیق ،فرقان حق وباطل، نور، روشن گر رافای آلام بشریت(( توصیف شده است.

تاریخ تدوین قرآن

دلایل وشواهد بسیاری وجود دارد که به صورت قطع ویقین،گردآوری قرآن را در عصر رسول اکرم (ص) ثابت می کند. طرح همه جانبه آن دلایل، نیاز به مجالی وسیع دارد وبررسی همه مطالبی که در ارتباط با این موضوع دارد، در این مجال اندک اگر غیر ممکن نباشد، دست کم کاری بس دشوار خواهد بود، از این رو تنها به بخشی ازآنها  اشاره خواهیم کرد .

نخست به بیان برخی از نظریات درباره گردآوری قرآن در عصر رسول خدا (ص) می پردازیم :

گروهی از عالمان بر این نکته تاکید دارند که آنچه امروز در میان همه امت های اسلامی به عنوان قرآن موجود است ،دقیقا با همین شکل و ترتیب آیات وسوره ها، در زمان حیات رسول اکرم (ص)جمع آوری شده وهیچ گونه جابه جایی در آن صورت نگرفته است .بنابراین نظم و چینش آیات و سوره ها ،تحت نظارت وبه اشاره آن حضرت بوده است .از جمله طرفداران این نظریه ،می توان این عالمان را نام برد : حارث محاسبی ،خازن زرقانی، زرکشی ،عبدالصبور شاهین ،محمد غزالی،ابو شامه،باقلانی ،حر عاملی ،بلخی،ابن کاووس وسید شرف الدین.

دلایل گردآوری قرآن در عهد پیامبر

شواهد ودلایل درباره این که قرآن در زمان حیلت رسول خدا (ص) گردآوری شده بسیار دشوار است ولی در این جا به طور اختصاص به بیان برخی میپردازیم :

دلیل نخست:حکمت و مصلحت اندیشی

با توجه به این که قرآن برامت پیامبر پیامبر(ص)حجت بوده ومایه قوام دعوت او ودر بردارنده ی فرایضی است که از ناحیه پروردگار آورده است ،اگر آن حضرت قرآن را کنار می نهاد وآن را گرد نمی آورد وصریحا مورد توجه قرار نمی داد وبه خواندن آن امر نمی فرمود وموارد جواز وعدم جواز اختلاف درقرائت اعراب وترتیب وآیات را تعیین نمی فرمود بی تردید این امر با حکمت مصلحت اندیشی همراه نبود! به گفته بلخی وبه تایید سید بن طاووس چنین تسامحی در مورد فردی عادی از مسلمانان گمان نمیرود تا چه رسد در مورد رسول پروردگار جهانیان!

به گفته اما شرف الدین :

کسی که پیامبر (ص) را خاتم انبیا بداند و او را در اوج حکمت ونصیحت وسفارش نمودن در مورد خدا و قرآن و بندگان خدا بشناسد و به آینده نگری و دور اندیشی او درباره آینده امتش آگاهی داشته باشد ،اذعان خواهد نمود که محال است پیاکبر اکرم (ص) قرآن را پراکنده و از هم گسیخته رها کرده باشد...

دلیل دوم : مصحف بر جای مانده از پیامبر

براساس آنچه در برخی ار روایات ،مورد تصریح قرار گرفته، در محل استراحت رسول خدا(ص) در خانه آن حضرت ،نسخه ای از قرآن کریم وجود داشته است .پیامبر گرامی (ص) به امیرالمومنین فرمان داده است، تا آن قرآن رابرگرفته و گردآوری کند... در این زمینه امام علی (ع) نیز تصریح  دارد، آن حضرت می فرماید : هیچ آیه ای بر رسول خدا (ص) نازل نشد، مگر این که پیامبر خدا(ص) بر من املا میکرد ومن نیز آن آیه را با خط خود مینوشتم.

دلیل سوم :اساس بودن قرآن برای اسلام

مورخان تصریح کرده اند : پیامبر (ص) نویسندگان مخصوصی برای ثبت معاهدات و ارزیابی با درختان خرما ومداینات (پولهای قرض گرفته شده) در اختیار داشته است چنان که به ایشان امر فرموده بود تا نام همه کسانی را که قبل از سال حدیبیه اسلام آوردند ثبت نمایند. وبر این اساس معاذ نام هزاروپانصد نفر را نوشت... علاوه بر این،مسلملنان برای لشگریان ، تدوین کنندگانی داشتند که مسائل مربوط به جنگ را می نوشتند ونیز نام کسانی را که برای رفتن به جنگ ها تعیین می شدند بنابراین آیا معقول است که گمان رود ،پیامبر به نوشتن این امور اهتمام می ورزیده ولی به نوشتن قرآن اهمیتی نمی داده است ! با این که قرآن اساس اسلام واستوانه دین  است .آیا نوشتن بعضی پول های قزض گرفته شده ، در نزد رسول خدا از نوشتن کتاب خدای سبحان مهم تر است !

واین که آیا آیات قرآن بر الواح ووسایل واوراق پراکنده نوشته شده یا آن که تنظیم یافته و به شکلی مرتب گشته که مراجعه به آن آسان باشد؟ با توجه به این که چنین پراکنده کاری از فردی عادی انتظار نمی رود ، چگونه میتوان آن را به پیامبر اکرم که عقل کل ومدبر همگان ورئیس امت است نسبت داد!

نزول تدریجی قرآن

قرآن به عنوان آخرین پیام الهی به صورت لفظ تنزل کرد تا انسان با معارف آسمانی آشنا شود، قرآن دو نزول جمعی وتدریجی دارد لیکن نزول جمعی قرآن که یکباره بر جان پیامبر اسلام (ص) تجلی کرد ،از سنخ لفظ نیست. لفظ ،در نزول تدریجی قرآن است که در طول رسالت پیامبر(ص) بر او نلزل شده وهر آیه ای از آیات قرآن بیشتر از یک بار بر پیامبر نازل نشده است ودر یک بار نزول وتلفظ هر لفظی بیش از یک نوع هیئت و اعراب شکل نم گیرد. اگر برخی آیات قرآن دو مرتبه نازل شده بدون هیچ گونه تفاوت دردو جای قرآن تنظیم شده وجا داده شده اند.

 

 

 

جذابیت قرآن در چیست؟

عامل مهم جذابیت قرآن ،در((سبک))،((نظم))،و((آهنگ)) آن است .این سه عامل ، سنگ بنیلدین ((ساختار سحر انگیز)) قرآن را تشکیل میدهند ، واین سه عامل ،چنان به هم آمیخته ودر هم ریخته اند، که نتوان نقش هر یک را در جذابیت قرآن جدا نشانه رفت :

1-  ((سبک)) : به معنای (( ریخته ))، شکل گیری(هندسه) سخن را عهده دار می باشد، که قرآن در این زمینه نوآوری کرده و سبک نوینی ارائه داده است: از وزن شعر ونوای سجع، هردو بهره گرفته، سبکی آفریده که نه آن است و نه این واز هردو بهتر است ووالاتر.

2-  (( نظم )): پیوند سخن ، هم چون دانه های به هم پکیده، واژه ها ردیغ یک دیگر و متناسب هم دیگر باشند، که آوای حروف و زیروبم کلمات، هم راز وهم ساز بوده باشند.

رعایت (( نظم)) در شعر که کلام منظوم است کاملا طبیعی به نظر میرسد، ولی در نثر(سخن پراکنده) رعایت آن عجیب می ماند، که قرآن با کمال عنایت آن را دنبال کرده ودر هر جمله از کلام خود، با نظم کلمات و تالیف عبارات، پیوندی استوار به وجود آورذه، خوش تیپ و خوش اندام، نرم و روان وآرام،(فتبارک الله احسن الخالقین)

      3-(( آهنگ)) : آوای (موسیقی ) سخن، که از دو عامل پیش ( سبک و نظم ) به وجود آمده است ، چنان ساختار واندامی وچنان پیوند استواری، این گونه (( آهنگی)) را خواستار است. به ویژه آنکه از حرف ((مد)) و ((لین)) در این زمینه، کمال استفاده را کرده، جوش و خروشی به آهنگ تلاوت بخشیده ووجد وشعفی در شنوندگان به وجود می آورد.

این ویژگی قرآن ، باید در تلاوت قاریان جلوه گر شود و (( اعجاز بیانی )) آن، هرچه برازنده تر تجلی کند! از این رو، ضرورت دارد، تلاوت کننده، آهنگ تنظیمی قرآن را بداند و کاملا آن را رعایت کند، تا نقش (( اعجاز بیان )) را به خوبی وبا دقت ایفا کند. قرآن بیانی رسا، سبکی شیوا،آهنگی دل ربا دارد، باید این ویژگی به عرصه ظهور برسد و شنوندگان را از هر قبیل که باشند تحت تاثیر قرار داده، جان و هستی آنان را تسخیر کرده و در قبضه تصرف خویش در آورد. آن گاه است که( ان من البیان لسحرا) آشکارا مشاهده می گردد .

دانش مورد نیاز در تفسیر قرآن

مفسر برای تفسیر قرآن به دانش های زیالدی نیازمند است که در بحث های مربوط به مقدمات تفسیر بدان پرداخته میشود. علی(ع) به عنوان پیشوای مفسران در این زمینه سرآمد همگان بود وبر این دانش ها احاطه کامل داشت. اینک به اختصار درباره این مطلب سخن میگوییم:

آشنایی با لغت

شناخت معانی دقیق واژه های قرآن ودریافت مفهومه واژه های دشوار وتشخیص معنایی واژه ها، تنها با آشنایی دقیق به لغت امکان پذیر است .از مجاهد نقل کرده اند:

((لا یحلّ لا حدٍ یؤمن بالله والایوم الاخرأن یتکلم فی کتاب الله إذا لم یکن عالمأ بالغات العرب)) شایسته نیست کسی که به خدا وآخرت ایمان دارد در باره قرآن سخن گوید در حالی که به لغات عرب آگاهی ندارد.

قرآن کریم که به تعبیر خود ((مبین )) (شعرا /195) است و((غیر ذی عوج)) (زمر /28) قطعا سره ترین و ناب ترین کلمات را به کار برده است. از این رو، برای دستیابی به فهم و تفسیر قرآن، شناخت نسبت به لغات و واژه های قرآن ومعانی آنها، آگاهی کامل داشته است و با تکیه بر این دانش به تفسیر و تبیین آیات قرآن می پردازد.

دانش های بلاغی

شامل علم معانی، بیان و بدیع می باشد.معانی، دانشی است که با آن ویژگی های ترکیب کلام از جهت افاده معنا شناخته می شود. بیان، علمی است که خصوصیات کلام را از جهت وجود اختلاف بین آن نشان می دهد وبه وسیله علم بدیع، وجوه زیبا سازی کلام شناخته می شود. این سه، از دانش های اساسی است که مفسر در تفسیر قرآن بدان نیاز دارد، زیرا مفسر باید آنچه را با جنبه های اعجاز قرآن هماهنگی دارد، رعایت نماید واین امر جز با شناخت این سه علم عملی نمی باشد.

قرآن کتابی است که در اوج اعجاز بیانی و در نهایت فصاحت و بلاغت نازل شده است و یک مفسر قرآن برای درک جنبه های بلاغی آن،باید آگاهی بر دانش های بلاغی داشته باشد وکلام فصیح را از غیر فصیح باز شناسد. علی (ع) به عنوان پیشوای فصیحان و بلیغان، در اوج فصاحت و بلاغت سخن میگوید واز بلاغتی بی نظیر در کلام بهره مند میباشد. ابن ابی الحدید در آغاز شرح نهج البلاغه، به این مطالب اشاره نموده است .علی بن ابی طالب (ع) را در فصاحت و کلام، برجسته ترین افراد،امام الفصحا و سیدالبلغا معرفی میکند. اعتراف دانش پژوهان و سخن سرایان تاریخ به فصاحت و بلاغت کلمات ، خطبه ها و سخنان نغزآن حضرت (ع) بیش از آن است که در این مقال بگنجد .

آگاهی برشان نزول ها

قرآن بر طی 23سال بر پیامبر(ص) نازل گشته است و نزول بسیاری از آیات براساس واقعه ها و حادثه های مختلف بوده است .بی گمان شناخت شان نزول آیات،فهم معانی قرآن را آسانتر می سازد. علاوه بر آن،یک مفسر برای تبیین و تفسیر قرآن نیز به شناخت سبب نزول آیات دارد. بی گمان علی (ع) آگاه ترین فرد در زمینه اسباب نزول آیات بوده و خود، بسیاری از ماجراها و رویدادهای مربوط به نزول آیات قرآن بوده است.

آگاهی از تاریخ محیط نزول قرآن

در نگاه ابتدایی شاید چنین به نظر میرسد که این عنوان با آنچه ذیل عنوان قبلی (شان نزول) آوردیم یکی باشد.اما اندکی تامل نشان خواهد داد که چنین نیست. قرآن نازل شده است تا از یک سو بنیادها وپایه های غلط را فرو ریزد واز سویی دیگر،طرحی نو دراندازد وبنایی استواربرآن ویرانه ها بنا کند.بدین سان،برای یافتن اهمیت بنای جدید وارزیابی منش خود واجتماع،شناخت تاریخ محیط،نزول و آگاهی بر فضای فرهنگی و اجتماعی نزول قرآن بسیار اهمیت دارد .بسیاری از آیات قرآن به گونه ای گذرا حقایقی را بیان نموده اند که در ارتباط با موضوعی است که در آن دیار می گذشته است وجز با توجه دقیق بدان نمیتوان ابعاد ماجرا را دریافت و به تفسیر آن پرداخت.

از نکته های قابل توجه در تفسیر علی (ع)این است که حضرت با تکیه بر فضای فرهنگی واجتماعی نزول قرآن کریم و با اشاره بر معیار ها وارزش های حاکم بر زندگی جاهلیان، به تفسیر آیات الهی می پردازد و نشان میدهد که قرآن کریم واقع نگرانه، بنیاد های جهل آلود نا شایسته با شخصیت انسان را در هم کوبیده وبر ویرانه های آن، بنای رفیع ارزش های والای الهی را بنیان نهاده است. واینک به یک نمونه اشاره میشود.

قرآن کریم در جهت نمایاندن بخشی ازخلق و خوی جاهلیان ونشان دادن معیارها و ارزش های حاکم بر آنها،با تعبیری کوتاه ولی کوبنده و تنبه آفرین، خطاب بدان می فرماید:

)الهیکم التکاثر، حتّی زرتم المقابر،کلّا سوف تعلمون...) مفسران در تفسیر آیه دو گونه سخن آورده اند:

1- فزون خواهی در مال و تمتعات دنیوی شما رااز خدا دور کردانید واین دلبستگی با شمابود، تا مرگ فرا رسید و به زیارت گورها رفتید.

2-فزون خواهی و بزرگ نمایی نیای وتبار برای نشان دادن قدرت و اعتبار، شمارا به شمارش وا داشت و این شمارش قبیله وتیره تا بدان جا بود که به دیدار گورها رفتید و برای اثبات افزونی قبایل خود، گورهای نیاکان خود را نیز شمردید.

اما افزون بر این مطلب آنچه را که میتوان دقیق تر یافت، این است که این آیه نشان تفاخردر اجتماع آن روز است. قدرت و پول، معیار برتری وارزش قبیله هاشمرده میشد وموجب تفاخر بر یکدیگر می گردید. آیه ی شریفه نیز به این معنا اشاره دارد که این تفاخر ها به این حدی می رسید که آنها به شمارش قبرها نیز دست می یازیدند ویا در به دست آوردن اموال،به حدی فزون خواهی می کردند تا اینکه به گورها رسیدند ومردند. علی (ع) گویا آیات آغازین این سوره را اشاره به این واقعیت می داند و محتوای آیات را در ارتباط با این بخش از فرهنگ جاهلی می انگارد.او در خطبه ای شگرف پس از قرائت این دو آیه می فرماید:

((یا له مرامأ ما أبعده و زورأ ما أغفله و خطرأ ما أفظعه لقد استخلوا منهم أیّ مدّکر وتناوشوهم من مکان بعید افبمصارع آبائهم یفخرون ؟أم بعدید الهلکی یتکاثزون؟ یرتجعون منهم أجسادأخوت،و حرکات سکنت. ولان یکونوا عبرأ أحقّ من أن یکونوا مفتخرأ ولان یهبطوا بهم جنات ذلّة أحجی من أن یقوموا بهم مقام عزّة نظروا الیهم أبصار العشوة، وضربوا منهم فی غمزة جهالة. ولو استنطقوا عنهم عرضات تلک الدّیار الخاویة و الرّجوع الخالیة لقالت ذهبوا فی الارض ضلّالأ و ذهبتم فی أعقابهم جهّالأ. تطاؤن فی هامهم و تستنبتون فی أجسادهم و ترتعون فیما لفظوا و تسکنون فیما خرّبوا وانّما الاّیام بینکم و بینهم بواک ونواک و نوائح علیکم......؛))

وه که چه مقصد بسیا دور و چه زیارت کنندگان بی خبر و در خواب غرور وچه کاری دشوار و مرگبار. پنداشتند که جای مردگان تهی است، حالی که سخت مایه عبرتند. از دور جای دست به مردگان یازیدند و به آنان نازیدند آیا بدان جا می نازند که پدرانشان خفته اند یا به کسان بسیاری که در کام مرگ فرو رفته اند ؟ خواهند کالبد های خفته بیدار شود و جنبش های آسوده درکار. حال که مایه پند باشند بهتر است تا وسیله بزرگواری و در آستانه خواری شان فرود آرند خردمندانه تر،تا نشاندن در سریربزرگواری . با دیده تار بدان ها نگریستند و نا بخردانه نگریستند که چیستند و اگر از فراخنای خانه های ویران و سرزمین های تهی از باشندگان می پرسیدند، می گفتند: آنان به زمین در شدند گمراه و شما که به جای آنانید، مردمی هستید نا آگاه سرهاشان به پا می سپرید و بر روی پیکرهاشان می کارید ودر آنچه به دور افکنده اند می چرید ودر خانه ها که ویران کردند درید و روزگاری که میان آنان وشماست،بر شما در گریه و عزاست و...

خطبه ای بس شکننده و کوبنده است وتصویر وتفسیر علی (ع) از فرهنگ حاکم بر جاهلیت، در اوج بلاغت و فصاحت وبسیار تنبه آفرین است. ابن ابی الحدید در شرح این خطبه می گوید:

سوگند یاد می کنم که از پنجاه سال تا کنون بیش از هزار بار این خطبه را خوانده ام وهر گاه خوانده ام قلبم تپید، اعضای بدنم لرزید و ترس و لرزش وجودم را فرا گرفت و از آن پند گرفتم . هر گاه در آن تأمل کردم، مردگان از خویشان و نزدیکان و دوستانم را به یاد آورم ویقین کردم آن کس را که حضرت (ع) وصف میکند، من هستم. واعظان وفصیحان ، از اینگونه سخنان بسیار گفته اند و من بر این سخنان، فراوان دست یافته ام، اما هرگز تأثیر کلام امام (ع) رابر دل من نداشتند.

 

برادر کوچک قرآن

 علامه فقید سید هبه الین شهرستانی  می نویسد:ازسخنان مسترگرنیکوی انگلیسی استاد ادبیات عرب دردانشکده علیگره هندوستان که درمحضر استادان سخن وادبایی که در مجلس او حاضربودند واز اعجاز قرآن از او پرسیدنداین است که در پاسخ آنان گفت : قرآن را برادر کوچکی است که نهج البلاغه نام دارد آیابرای کسی امکان دارد که مانند این برادر کوچکرا بیاورد تا مارامجال بحث از برادربزرگ

 "قرآن کریم " وامکان آوردن نظیر آن باشد

 

قرآن که دردریا افتاد

روایت نموده اند که : حضرت امام محمد باقر - علیه صلوات الله الغافر- فرمودند: قرآن  در دریا افتادوپس ازمدتی که آن را به دست آوردند دیدند که تمام نوشته هایش پاک شده است وتنها این آیه باقی مانده است "الا الی الله تصیر الامور" یعنی "آگاه با شید که همه کارها تنهابه سوی خداباز می گردد

 

شفا بخشی  آیه الکرسی

استاد"حسن المصطفی باشی"نویسنده فلسطینی می گوید: پسری دارم که الان هجده ساله است این پسردردوران کودکی تا پنج سالگی از فشار خون رنج می برد واصلا تعادل نداشت معالجات هم بی تاثیر بودیک روز بچه را آوردم درحیاط منزل ومادرش وپدرومادرم خودم آنجابودند روبه 

 قبله ایستادم وقرآن را باز کردم وبا تمام توجه به تلاوت" آیه الکرسی "وسوره های " چهار قل " پرداختم وازخدا شفای بچه راطلب کردم چند دقیقهای از تلاوت نگذشته بود که دیدم  بچه فریادش بلند شدوخون دماغ کرد نگاه کردم دیدم  خون سیاهی ازدماغ بچه جاری شده است الان بحمدالله وبه برکت قرآن بچه درسلامتی کامل به سر می برد بهترین آیه گرزمن پرسی   گویمت هست آیه الکرسی 

 

 

 

  درمان سرطان با سوره ام القرآن

جناب احمد عابدینی چنین نقل میکند :دکتر محمدعلی ابوترابی یکی از طبیبان بسیار خوب وپرسابقه شهرنجف آباداست که درطول دفاع مقدس وتقربیادربیشترعملیات هابا گروهی از پزشکان به جبهه می رفت وبه مداوای مجروحان ومصدومان می پرداخت پس ازجنگ ایشان  به

 بیماری سختی مبتلا شدآزمایشات متعددخبر از سرطان خطر ناک می دادوچون خود ایشان طبیب بودامکلن مخفی کردن بیماری نیز وجود

 نداشت به هر حال دکتراز ادامه حیات ناامیدشده چشم انتظارفرارسیدن مرگ بودمردم گروه گروه به عیادت اومی رفتند وبرای شفای اودعا می

 کردندوآقای دکترنیزازدوستان حلالیت می طبیدیک شب بعد از نماز جماعت باگروهی از نماز گزاران به عیادت اورفتیم بنده برای روحیه دادن به آقا دکتروامیدوارکردن ایشان به شفای الهی خاطره ای را از اوایل جنگ تحمیلی نقل کردم وگفتم :وقتی که ما به سرپل ذهاب اعزام شده بودیم درآنجارزمندگان از امکانات غذایی وبهداستی اندکی برخوردار بودند درآن شرایط وقتی رزمنده ای بیمارمی شدبه یک استکان آب جوش

 حمدشفامیخواندندوسپس آن را به بیمارمی دادندواومی آشامیدوشفا می یافت همین طور که بنده مشغول بیان خاطره بودم استکان آب جوشی را آوردندوپیش روی من گذاشتند اصلا فکرنمی کردم درچنین وضعی قرارگیرم چون نه آن افرادبودندونه آن حال وهوا جمع حاضر اصرار

 داشتند که حمد شفایی خوانده شود وچنین شد پس از چند روزی دکتررا دیدم که ازبستر بیماری برخاسته به کار فعالیت روز مره مشغول است 

 پرسیدم:بیماریت چه شد؟گفت:ازآن سوره شفا یافتم. 

 

هدایت قرآنی

مرحوم حضرت آیه الله شیخ مجتبی قزوینی- عارف واستادبزرگ اخلاق ومعنویت - می فرمودند که:از صحن مبارک حضرت رضا ع عبور می کردم فردی را دیدم که دریکی ازغرفه های اطراف صحن مشغول تلاوت آن بود شخصی به او نزدیک شدوبا پایش به دست او زد قرآن به روی زمین پرت شد ان شخص با پرخاش گفت این چیست که خودت را به آن سر گرم کرده ای من ازاین حادثه خیلی ناراحت  شدم وناگهان

 آیه ای به قلبم خطور کرد ودیدم که آن مرد پرخاشگر درهمان لحظه دلش درد گرفت وناله اش بلند شد من به آن شخص نزدیک شدم وبه او 

 گفتم:آیه ای ازقرآن کریم - که توبهآن اهانت کردی-در نظرم آمدوتورا اینگونه دردمندوعاجزکرده است آیااین دلیل بر حقانیت قرآن نیست؟ آن

 شخص شروع به التماس کردتااوراازآن حالت جانکاه بدرآورم. برایش دعا کردم وحالش خوب شد مدتی از این ماجرا سپری شدتا اینکه یک روز شخصی باظاهرخداپسندانه نزد من آمدوگفت: آیامرا میشناسی؟گفتم : خیرگفت:من همان فردی هستم که آن حادثه برایم پیش  آمدوازآن روزبه بعدبه برکت نفس قدسی وقرآنی شمادرطریق هدایت قرارگفتم وزندگیم کاملا دگرگون شده است

 

جایگاه  بهشت ودوزخ درقرآن

علامه محمد باقرمجلسی دربحارالانورروایت مفصلی را ازارشادالقلوب دیلمی نقل می کندکه فرازی ازان چنین است:جاثلیق خطاب به حضرت امیرالمومنین علی ع گفت :ایها العالم الحیکم!به من خبربده از این آیه که درقرآن شمااست که حق تعالی فرموده:"وما قدرواالله حق قدره والارض جمیعا قبضته یوم القیامه والسماوات مطویات بیمینه سبحانه وتعالی عما یشرکون هرگاه می فرماید که تمامی زمین درروز قیامت  درقبضه او است وآسمان ها درهم پیچیده به دست اوست در این صورت بهشت ودوزخ کجاست  با این که بهشت ودوزخ در این زمین وآسمان به هم پیچیده است ؟امیر المومنین ع فرمان داد که ازبرای من دوات وتکه ای کاغذبیاوریدچون آوردنددرآن کاغذ نوشت:"الجنه والنار"(=بهشت ودوزخ) سپس کاغذرا درهم پیچیدوبه دست نصرانی داد وفرمود:آیامن این کاغذ رادرهم نپیچیدم؟آنگاهفرمود:اکنون آنراباز کن جاثلیق چونآنرا باز کردحضرت فرمود:آیااین نوشته محوونابودشد؟عرض کرد:خیرحضرت فرمود:پس همچنان که این آیت(=اسم ونشانی) "جنت ونار "به واسطه پیچیدن محونمی شود همچنین خود "جنت ونار"هم به واسطه درهم پیچیدن آسمان محو نخواهد شد

 

فهم قرآن  درحرکت وعمل

حضرت آیت الله سید محمودطالقانی-صاحب تفسیر "پرتوی از قرآن"- درسخنرانی خود به سال1358 شمسی درحسینیه ارشاد تهران چنین فرمودند:اگرتفسیری نوشتم که به هرحال مورد توجه واقع شده می دانید از برکت چه بود؟ازبرکت زندانی که دیگرهیچ مسئولیتی نداشتم جز این که راه بروم یک سوره ای یک آیه ای را نظربگیرم دورحیاط زندان وقت خوابیدن وقت آسایش چیزی بفهممویادداشت کنم-مهمترین مسئولیت رابرای خودم همین می دیدم- وباوسایل ومشکلاتی به خارج زندان بفرستم تابه صورت انتشاردربیایدولی ازباب خالی نبودن عریضه این نکته را عرض می کنم که ازخصایص قرآن ودرک قرآنی-که شایدکمترماتوجه داشته باشیم-این است که بعضی ازمسایل وحقایق قرآن درضمن حرکت برای انسان تبیین می شود نه نشستن دریک گوشه ای واین تفسیر واین بیان وآن بیان این اظهاررادیدن واینهارا

 جمع کردن به طور مثال عرض کنم تفسیر سوره "نازعات"را-همان طوری که کسانی دیده اند-در"پرتوی قرآن"نوشته ام ولی وقتی (اززندان) بیرون آمدم واین حرکت انقلاب را دیدم بازدیدم یک مسایل جدیدی برای من روشن شد واین سعه نظر قرآن است همان طوری که خود قرآن بیان کرده باحرکت واحتیاجات وبرخوردهاست که بعضی ازمتشابهات باید تاویل یابد

 

 

 

 

 احترام امام خمینی به قرآن

همه دیدندکه حضرت امام خمینی دریک مراسم ملاقات در حسینیه جماران به طوراستثنایی به جای آنکه درجایگاه روی صندلی بنشینند-باآنکه صندلی رامثل همیشه آماده کرده بودند-برروی زمین نشستند این همان روز بودکه برندگان مسابقه قرائت قرآن به جماران آمده بودندوقراربود در آن جلسه چند آیه ازقرآن تلاوت شود

 

 ثواب قرائت وروح قرآن

مرحوم استادمحمدتقی شریعتی(=پدردکترعلی شریعتی)درمقدمه کتاب"تفسیرنوین" چنین می نویسد:باآنکه قبلابه تبعیتازسایرمفسرین ثواب قرائت هرسوره ای رادرپایان تفسیرآن سوره نوشته بودیم ولی بعدابه جهاتی ازآن صرف نظرنمودیم که یکی ازآن جهات این است که مسلمین باید باروح قرآن آشنا شده  عقیده وعملشان قرآنی وگرنه چه بسا خواننده قرآنی که قرآن اورا لعن کند ووای برکسانی که قرآن را درمیان دوچانه (وفک)خویش بگردانند(ودرآن تدبرنکنند) وبرای چنین مردمی نمی توان گفت که اگرمثلا سوره "الطارق" رابخوانندبه عددهرستاره که درآسمان است خداوند ده حسنه به آنها  خواهدداد

ذکر رفیع

ابن عباس گوید ابوسفیان درآخرعمرش نابینا شده بود روزی در مجلس نشسته بودیم وحضرت علی بن ابی طالب عیله سلام الله الملک الغالب نیزدرآن مجلس بودپس از موذن اذان گفت چون "اشهد ان محمدا رسول الله " گفت. ابوسفیان گفت:  ببینید آیا کسی دراین مجلس  هست که ازاوباید ملاحظه کرد؟شخصی ازحاضران گفت:نه  ابوسفیان گفت ببینیداین مرد هاشمی نام خودرا درکجاقرارداده است پس حضرت امیر المومنین  ع گفت:خدا دیده تو را گریان گرداندای ابوسفیان خدا چنین کرده است او نکرده است زیرا که حق تعالی فرموده " ورفعنالک ذکرک" ابوسفیان گفت:خدا بگریاند دیده کسی را که گفت دراینجا کسی نیست که از او ملاحظه باید کرد ومرا باز ی داد  

 

  دعای مختصر ومفید

 ابو قره گویدشبی  امام جعفرصادق عیله صلوات الله ا لصادق رادیدم که مشغول طواف  خانه خدا"کعبه معظمه " بودومکرر به خدا عرض می کرد "الهم قنی شح نفسی"خداوندا!مرا ازبخل وحرص نفسم حفظ فرما پرسیدم یا ابن رسول الله !شما ازآغاز شب تاپایان آن غیر از این دعارا نخواندید؟ فرمود : چه چیز بدتراز بخل وحرص نفس که خداوندمی فرماید:"ومن یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون " یعنی وکسانی که از بخل وحرص خویشتن مصون بمانند رستگارانند.

  

 

پرتوی از قرآن

حجه الاسلام والمسلمین دعایی گوید:حضرت امام (خمینی)در نجف اشرف اکثر آثار جدیدمحققین ونوآوران اسلامی واجتماعی را با علاقه ودقت مطالعه میفرمودند آنچه را که خود شاهدتایید مطلق حضرت امام وتاکید معظم له برمطالعه وترویج آن بودم آثاردومحقق واندیشمند گرانمایه اسلامی-شهیدمرتضی مطهری ومرحوم آیت الله سید محمود طالقانی-بوددرنجف اشرف تفسیر"پرتوی قرآن" را به به حضورامام تقدیم کرده بودم که مطالعه فرممانید بعدازمدتی از فرزند شهیدشان حاج آقامصطفی خمینی -شنیدم که حصرت امام تاکید وسفارش کرده اندکه ایشان حتما آن تفسیر را مطالعه کنندودرشیوه وبرادشت های تفسیری وتدوین اثرتفسیری شان ازآن الهام وآموزش بگیرند سفارش امام درباره مطالعه "پرتوی قرآن"وتایید مطلق آن به قدری جدی بود که مرحوم حاج آقامصطفی باتوجه به شیوه محتاطانه حضرت امام درموردافراد نوشته هایشان  تعجب کرده بود

 

 فرزند قرآن

جد علامه سید محمد حسین طباطبایی -صاحب تفسیر گران سنگ المیزان - از معاشرین نزدیک صاحب جواهر -محمد حسن نجفی صاحب جواهرالکلام-بوده است ونامه ونوشته های ایشان را می نوشته اند. ایشان (=جد علامه طبا طبایی ) ازشاگردان خوب صاحب جواهر مجتهدی مسلم بوده است نامشان سیدمحمدحسین بوده وبه علوم غریبه نیز احاطه فراوانی داشته است جد بزرگوارعلامه طباطبایی درمدت عمرشان صاحب فرزند نبودند دریکی از روز ها که مشغول خواندن قرآن بودندچون به این آیه می رسند "وایوب اذ نادی ربه انی مسنی اضرو انت  ارحم اراحمین " حالت دل شکستگی به ایشان دست می دهدواز نداشتن فرزند غمگین واندوهناک می شوند درهمان حال با استفاده از علوم غریبه چنین به دست می آورندکه اگربه بارگاه پروردگاردعاکنند ان شاء الله  به مرحله استجابت خواهدرسید. ایشان نیزدعامی  کنندکه خداوند فرزندی صالح به ایشان  عنایت فرماید درسن پیری خداوندبه ایشان پسری عنایت میکندوآن پسرپدرعلامه محمدحسین طباطبایی می شوند پدر علامه طباطبایی نیز چون خداوند علامه را به ایشان عنایت میکند نامیش رابه نام پدر خویش "محمد حسین"می گذارد

 

خوانده ای "انا الیه راجعون "؟!

حضرت امیرالمومنین امام علی بن ابی طالب -عایه صلوات الله الملک الواهب - شنید که شخصی می گفت :"انا لله وانا الیه راجعون " حضرت پس از شنیدن این آیه شریفه فرمود:این سخن ما که میگوییم  "انا الله" 0(=ما همه از آن خداییم )اقراری است به  بندگی واینکه می گوییم  "وانا الیه راجعون"(=بازگشت ما به سوی اوست)اعترافی است به نابودی خویش خوانده ای  انا الیه راجعون  تابدانی که کجاهامی رویم؟!

 

 کوثر

 امام فخر رازی درتفسیر خویش می نویسد این خبر غیبی (=ما به کوثر عطا کردیم )آنچنان راست وپابرجا بوده وهست که هم اکنون فرزندان زهرا(س)درهمه جهان منتشر وپراکنده اند با اینکه گروهی از آنان درحادثه های مختلف کشته وقربانی شده اند مع الوصف فرزندان پیامبرازدخت گرامی "زهرا "همه نقاط جهان را فرا گرفته اند

 

 قرآن محفوظ

 مامون مجلس مناظره ای داشت روزی مردی یهودی با لباس فاخر وبویی  خوش وارد شد.مامون به او گفت : یهودی هستی ؟ گفت : آری مامون گفت: مسلمان شو تا برای توچنین وچنان کنم مرد یهودی گفت "دین من وپدران من است "وبازگشت سال دیگرهمان مردبیامد که مسمان شده بود ودرفقه اسلامی نیکو سخن می گفت. چون مجلس خلوت شد مامون گفت :"مگر تو همان مرد پارسالی نیستی سبب اسلام آوردن تو چیست؟"گفت چون از پیشگاه تو رفتم دراندیشه شدم که ادیان را آزمایش کنم سه نسخه خطی از تورات داشتم درآ عمدا تحریف کردم ودرمعرض فروش گذاشتم آنها را خریدند  وهمچنین سه نسخه انجیل آنها هم به فروش رفتند سه نسخه قرآن تحریف شده فراهم کردم چون انها را نزد کتابفروش ها بردم بررسی کردند ونشانه های تحریف را درآن دیدند ونخریدند دانستم این قرآن محفوظ است به همین سبب مسلمان شدم

 

 



برچسب‌ها: کریم, مجید
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 18:0  توسط خاكپز-عباسپور-آذرشب-اقدم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1392
برچسب‌ها
مجید (1)
کریم (1)
پیوندها
نور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM